کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پساویدن | کلماتور
معانی کلمه : پساویدن
تلفظ بین المللی :
/pˈasɑvˌidan/
تلفظ :
[p'asAv,idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پراویدنس
پسانیدن
اپر پراویدنس تاونشیپ شهرستان دلاویر پنسیلوانیا
اچ ام اس پراویدنس
ایست پراویدنس رود ایلند
برد پساوینا
پراویدنس ارکانزاس
پراویدنس اوهایو
پراویدنس ایندیانا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پساویدن. [ پ َ دَ ] ( مص ) بساویدن. دست مالیدن. دست سودن. لمس کردن :
مر گوهرخرد را نپساود
نه هیچ مدبّری نه شیطانی.
ناصرخسرو.
|| مستی کردن. ( برهان قاطع ). اما در این معنی ظاهراً مصحف مس کردن است.
فرهنگ عمید
بساویدن#NAME?
= بساویدن
فرهنگ معین
(پَ دَ ) (مص م . ) دست مالیدن ، لمس کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ( پساوید پساود خواهد پساوید بپساو پساونده پساوید ) دست مالیدن لمس کردن .
کلمات مرتبط
پراویدنس
پسانیدن
اپر پراویدنس تاونشیپ شهرستان دلاویر پنسیلوانیا
اچ ام اس پراویدنس
ایست پراویدنس رود ایلند
برد پساوینا
پراویدنس ارکانزاس
پراویدنس اوهایو
پراویدنس ایندیانا
نظرات