Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پس و پیش

تلفظ بین المللی : /pˈas vˈa pˈiʃ/ تلفظ :‌ [p'as v'a p'iS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • پس و پیش رفتن
  • پس و پیش سازی
  • پس و پیش کردن
  • پس و پیش بشین
  • پس و پیش بویین
  • پس و پیش نگر
  • پس و پیش نگریس
  • پس و پیش نگریستن
  • راه پس وپیش یا پس و پیش یا پیش و پس نداشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پس و پیش. [ پ َ س ُ ] ( اِ مرکب ) یا پیش و پس. پس و پیش یکی شدن.دو مجرای شرم زن بهم پیوستن. افضاء: اِمراة مفضاة؛ زن که پیش و پس او یکی گردیده باشد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

عقب وجلو.
* پس وپیش کردن: (مصدر متعدی )
۱. اشیایی را که در جایی گذاشته شده جابه جا کردن و جای آن ها را عوض کردن.
۲. مردمی را که در جایی جمع شده اند به عقب وجلو راندن.

فرهنگ فارسی

پساپیش

گویش مازنی

پس و پیش – عقب و جلو

/pas o pish/ پس و پیش – عقب و جلو

مترادف و متضاد

transposed (صفت)
ترانهاده، پس و پیش

کلمات مرتبط

  • پس و پیش رفتن
  • پس و پیش سازی
  • پس و پیش کردن
  • پس و پیش بشین
  • پس و پیش بویین
  • پس و پیش نگر
  • پس و پیش نگریس
  • پس و پیش نگریستن
  • راه پس وپیش یا پس و پیش یا پیش و پس نداشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات