کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پس-مانده-خور | کلماتور
معانی کلمه : پس مانده خور
تلفظ بین المللی :
/pˈasmɑndˌeːxor/
تلفظ :
[p'asmAnd,e:xoR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پس مانده
پس مانده غذا
پس ماند رادیواکتیو
کلاه کسی پس معرکه بودن یا ماندن
پس ماندن
پسمانده
ظرفیت آب پذیری پسماند
کاهش پسماند
کمینه سازی پسماند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پس مانده خور. [ پ َ دَ / دِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) آنکه بر سفره بزرگان نتواند حاضر آمدن و لکن پس از آنکه آنان صرف طعام کنند جزو چاکران و خدمتکاران بقیه طعام تواند خوردن. باقی خوار. سؤرخوار.
فرهنگ عمید
آن که پس ماندۀ غذای دیگران را بخورد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه پس مانده خورد .
کلمات مرتبط
پس مانده
پس مانده غذا
پس ماند رادیواکتیو
کلاه کسی پس معرکه بودن یا ماندن
پس ماندن
پسمانده
ظرفیت آب پذیری پسماند
کاهش پسماند
کمینه سازی پسماند
نظرات