پریر. [ پ َ ] ( ق ) مخفف پریروز. روز پیش از روز گذشته. روز قبل از دی. دو روز پیش. اوّل مِن اَمس : بر مراد دل من بود او از دی و پریربر مراد دل او باشم از امروز فراز.فرخی.گر نبودم به مراد دل او دی و پریربمراد دل او باشم زامروز فراز.فرخی.پریر قبله احرار زاولستان بودچنانکه کعبه است امروز اهل ایمان را.ناصرخسرو.گر شکر خوردی پریر و دی یکی نان جوین همبر است امروز ناچار این جوین با آن شکر.ناصرخسرو.چون دی و...
فرهنگ عمید
پریروز، دو روز پیش.
فرهنگ معین
(پَ ) (ق . ) پریروز.
فرهنگ فارسی
پریروز، دوروزپیش، پریروزی پریروز : ( پریر قبل. احرار زاولستان بود چنانکه کعبه است امروز اهل ایمانرا. ) ( ناصر خسرو ) یا پریر پریر . روز پیش از پریر .