معانی کلمه : پرپر
لغت نامه دهخدا
پرپر. [ پ َ پ ُ ] (اِ) فرفور. تیهو. (شعوری بنقل از المجمع).
زمین کوه تا کوه پرپر بود
ز فرش همه دشت پرفر بود.
فرهنگ عمید
گل پربرگ؛ گلی که گلبرگ بسیار داشته باشد.
صدای پر زدن پرنده.
〈 پرپر زدن:
۱. (مصدر لازم) بالوپر زدن پرنده.
۲. [مجاز] جان دادن و مردن.
〈 پرپر کردن: (مصدر متعدی) از هم کندن و ریزریز کردن برگهای گل.
فرهنگ معین
(پَ پَ) (اِمر.) 1 - صدا یا حالت پر زدن پرنده . 2 - (عا.) کنایه از: جان دادن و مردن .
(پُ. پَ) (اِمر.) 1 - پوشیده از پر. 2 - هر گیاهی که گلش بر اثر تربیت و توجه بیش از حد معمول گلبرگ داشته باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پوشیده از پر . ۲- هر گیاهی که گلش بر اثر تربیت و توجه بیش از حد معمول گلبرگ داشته باشد گلی که جامش از حد طبیعی بیشتر گلبرگ دارد .
پرپر زدن پر و بال زدن
پرپر زدن پر و بال زدن
گویش مازنی
بسیار زیاد – کاملا انباشته – پر شدن در حد فاصل در حد ظرفیت ...
/per per/ بسیار زیاد – کاملا انباشته – پر شدن در حد فاصل در حد ظرفیت کامل
واژه نامه بختیاریکا
( پِر پِر ) خیره شدن؛ زل؛ مات؛ راست راست
آوای تپش قلب
( پِرپِر ) روی چهار دست و پا راه رفتن؛ راه رفتن نوزاد؛ چنگ پرپر
آوای تپش قلب
( پِرپِر ) روی چهار دست و پا راه رفتن؛ راه رفتن نوزاد؛ چنگ پرپر
