کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پروای | کلماتور
معانی کلمه : پروای
تلفظ بین المللی :
/parvˈɑje/
تلفظ :
[paRv'Aje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با بی پروایی
بی پروایی
بی پروایی نشان دادن
احمد پروایی ریک
ادنا پرواینس
اچ ام سی اس پروایدر
دیر پروا
راهنمای عملیات پرواز
راهنمای عمومی عملیات پرواز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پروای. [ پ َرْ ] ( اِ ) فراغت. ( صحاح الفرس ):
مقصرم به ادای وظایف مدحت
که از دعا به ثنا نیست یک دمم پروای.
کمال اسماعیل.
رجوع به پروا شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- ترس هراس بیم باک محابا مهابت رعبت خوف جبن . ۲- تاب توان طاقت تحمل . ۳- فرصت وقت و زمان مستعد برای امری . ۴- رغبت میل . ۵- پرداختن به ... رعایت جانب کسی توجه التفات میل . ۶- اندیشه تذکر . ۷- قصد عزم . ۸- آرام فراغ فراغت سکون قرار .
کلمات مرتبط
با بی پروایی
بی پروایی
بی پروایی نشان دادن
احمد پروایی ریک
ادنا پرواینس
اچ ام سی اس پروایدر
دیر پروا
راهنمای عملیات پرواز
راهنمای عمومی عملیات پرواز
نظرات