( اسم )۱- پروانه جواز. ۲- فرمان پادشاهان: حکم : ( و اگر چنانچه دست تطاول در آستین خویشتن داری نکشد و برسم خارجی و طیارات دیوانی بی پروانچه و مهر آل طمغائ ما متصدی رعایا و عجز. آن طرف گردد... )( مکاتبات رشیدی ) ۳- (اصط. هندوستان ) فرمانی که احتیاج بمهر شاه نداشت . ۴- برات حواله . ۵- گواهی نام. دبستان و دبیرستان .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] پروانه، (یا پروانچه) واژه ای فارسی به معنای حکم ، فرمان، اجازه، جواز و نشان، از اسناد دیوانی است.خوارزمی، از نویسندگان سده چهارم، پروانه را معادل «فُرانِق» دانسته که همان خادم و مسئول حمل و نقل بسته های پستی بوده است.به این ترتیب پروانه را در اینجا می توان با قاصد ، پیک، حامل خرائط و برید هم معنی دانست.ابن خرداذبه نیز از فرانق در همین معنا یاد کرده است.دوره کاربرد گسترده پروانهکاربردِ گ...