Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرواز

تلفظ بین المللی : /pˈarvɑz/ تلفظ :‌ [p'aRvAz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • پرواز ایکار
  • پرواز بلند
  • پرواز دادن
  • پرواز فضایی
  • پرواز کردن
  • پرواز کردن بدون نیروی موتور
  • پرواز کننده
  • پرواز کننده در شب
  • پرواز ارزان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پرواز. [ پ َرْ ] ( اِ مص ) بررفتن بهوا با بال چنانکه مرغان. رشیدی گوید: پریدن لیکن پریدن معنی حقیقی او نیست چنانکه مشهور شده بلکه معنی حقیقی او پرگشادن است که پرباز نیز گویند اما چون پریدن را پرگشادن لازم است به مجاز معنی پریدن ازو اراده کنند. - انتهی. طیران. پرش : ندید ازبرش جای پرواز بازنه زیرش پی شیر و پای گراز.فردوسی.تا همی از گهر آموزد آهوبره تک همچنان کز گهر آموزد شاهین پرواز.فرخی.ابله آن گر...

فرهنگ عمید

۱. پَر گشودن و پریدن پرندگان.۲. پرش.۳. پریدن و حرکت کردن در هوا.۴. [مجاز] مسافرت کردن با هواپیما.۵. (اسم) [قدیمی] تخته‌های نازک و باریک به درازی نیم متر که در پوشش خانه بر روی تیرهای سقف، نزدیک به هم می‌چینند و روی آن‌ها پوشال یا حصیر می‌اندازند.⟨ پرواز کردن: (مصدر لازم)۱. پریدن.۲. حرکت کردن پرنده یا هواپیما در آسمان.۳. مسافرت کردن با هواپیما....

فرهنگ معین

(پَ ) ( اِ. ) ۱ - پرش ، پریدن . ۲ - تخته های باریکی که روی سقف کنار هم می چینند و حصیر یا پوشال را روی آن می اندازند.

دانشنامه آزاد فارسی

پَرواز (flight)روش جابه جایی انسان و کالا با هواپیما. در ۱۷۸۳، انسان برای اولین بار با بالون پرواز کرد و در ۱۸۵۲، پرواز موتوری با کشتی هوایی را به انجام رساند. تاریخچۀ پرواز نظامی و غیرنظامی با هواپیما آغاز می شود. نخستین هواپیماها و گلایدرها، موتور نداشتند. با پیدایش موتورهای بنزینی، برادران رایت برای اولین بار با هواپیمای موتور دار در امریکا پرواز کردند (۱۹۰۳). این پرواز سبب گسترش هواپیما در سرا...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- بالا رفتن بهوا با بال پرش طیران. ۲- چرخ زدن مرغ در هوا . ۳- چوبهای کوتاه که نزدیک یکدیگر بالای تیر خانه بچینند و روی آنرا حصیر اندازند و خاک و گل ریزند . ۴- سیر از جانب ناسوت بشریت بجانب لاهوت حقیقت . یا به پرواز بر شدن . یا به پرواز رسیدن .

دانشنامه عمومی

پرواز توانائی جابه جا شدن در هوا یا فضا است.هوافضاشاتل فضاییتراجان ووجاانسان به طور طبیعی توانائی پرواز ندارد ولی با وسائل پرنده مانند هواپیما و موشک می تواند پرواز کند.سه دسته از جانوران می توانند به طور طبیعی پرواز کنند: بعضی از حشرات، بعضی از پرندگان و خفاش ها. برخی از پستانداران کوچک (مانند سنجاب های کوچک) و چند نوع قورباغه نیز می توانند در پرش های خود با استفاده از غشائی که بین دست و پایشان و...

نقل قول

پرواز فرآیندی است که جسم از طریق یک جو یا فراتر از آن حرکت میکند، همانطور که در مورد پرواز فضایی نیز انجام می گیرد.• نشانه شناسی: پرواز در اسطوره ها (ایکاروس) و در رؤیا، نشانهٔ میل به صعود، جستجوی هماهنگی درونی، و فراگذشتن از برخوردها و درگیری هاست.»• «خواب پرواز را خصوصاً افراد روان نژند می بینند، یعنی کسانی که به خودی خود قادر نیستند میل به بالارفتن را عملی کنند؛ این خواب از نظر نمادین به معنی «...

گویش مازنی

۱سنجاقک ۲از نام های سگ

/parvaaz/ سنجاقک - از نام های سگ

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: parvāz) بال زدن و پریدن پرندگان در هوا ؛ (به مجاز) هر نوع حرکت و جابجایی.

اسم: پرواز (دختر) (فارسی) (تلفظ: parvāz) (فارسی: پرواز) (انگلیسی: parvaz)
معنی: بال زدن و پریدن پرندگان در هوا، ( به مجاز ) هر نوع حرکت و جابجایی

مترادف و متضاد

سیر، عروج

پاریدن، پار، پرش، پریدن، طیران، مطار

۱. پاریدن، پار، پرش، پریدن، طیران، مطار
۲. سیر، عروج ≠
۳. نزول

plane (اسم)هواپیما، سطح، پرواز، صفحه، سطح تراز، جهش شبیه پروازflight (اسم)گریز، پرواز، سلسله، مهاجرت، عزیمت، یک رشته پلکانfly (اسم)پرواز، اونگان، پرش، مگس، حشره پردارblast off (اسم)پروازflying (اسم)پرواز، مسافرت هوایی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] به پریدن پرواز گفته می شود که از آن در باب صید و ذباحه یاد شده است.از راه های تشخیص پرنده حلال گوشت از حرام گوشت ـ در فرض شک در حلّیت و حرمت آن ـ آن است که اگر هنگام پرواز، بال زدن آن از صاف نگهداشتن بالها بیشتر باشد، حلال گوشت و اگر عکس آن باشد، حرام گوشت است. ← شکار پرنده حلال گوشتخوردن ملخی که هنوز قدرت پرواز ندارد، حرام است. wikifeqh: پرواز...

واژه نامه بختیاریکا

بال اوشنُو؛ فِر

کلمات مرتبط

  • پرواز ایکار
  • پرواز بلند
  • پرواز دادن
  • پرواز فضایی
  • پرواز کردن
  • پرواز کردن بدون نیروی موتور
  • پرواز کننده
  • پرواز کننده در شب
  • پرواز ارزان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات