کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پرنون | کلماتور
معانی کلمه : پرنون
تلفظ بین المللی :
/pornˈuːn/
تلفظ :
[poRn'u:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
سامانۀ پروندۀ پزشکی سرپایی
قرارداد انتقال پرونده
پانونیا
پرتونگاری
پرسون یوران
پرسونا
پرمونتریان
پرون ارنست
پرون اوا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
پرنون.[ پ َ ] ( اِ ) دیبای منقش. پرنو. پرنیان : نپرّد بلبل اندر باغ جز بر بسّد و مینانپوید آهو اندر دشت جز بر غالی و پرنون.رودکی ( از شعوری ) ( جهانگیری ).شمشاد ببوی زلفک خاتون شدگلنار برنگ توزی و پرنون شد.منوچهری.ز دیبا و پرنون شتروار شصت ز پوشیدنی جامه پنجاه دست.اسدی.گرچه ز پشمند هر دو هرگز نبودسوی تو ای دوربین پلاس چو پرنون.ناصرخسرو.و بیت اخیر مینماید که این جامه از پشم میکرده اند....
فرهنگ عمید
= پرنیان: نپرد بلبل اندر باغ جز بر بسّد و مینا / نپوید آهو اندر دشت جز بر قالی پرنون (قطران: ۳۳۳ ).
فرهنگ معین
(پَ ) (اِ. ) دیبای منقش .
فرهنگ فارسی
( اسم ) پرنیان
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: parnun) (= پرنیان) ، ← پرنیان .
اسم:
پرنون (دختر) (فارسی) (تلفظ: parnun) (فارسی: پَرنون) (انگلیسی: parnun)
معنی:
پرنیان، دیبای منقش، ( = پرنیان )
کلمات مرتبط
سامانۀ پروندۀ پزشکی سرپایی
قرارداد انتقال پرونده
پانونیا
پرتونگاری
پرسون یوران
پرسونا
پرمونتریان
پرون ارنست
پرون اوا
نظرات