معانی کلمه : پرندگان
فرهنگ معین
(پَ رَ دِ ) (اِ. ) جِ پرنده ، ردة بزرگی از شاخة ذی فقاران که خون گرمند و بدنشان دارای حرارت ثابتی است و اندام های جلو آن ها به علت پرواز در هوا به صورت بال درآمده و بدنشان نیز پوشیده از پر می باشد، طیور.
فرهنگ فارسی
جانوران مهرهداری که همگی ازطریق تخمگذاری زادآوری میکنند و بدنشان با پر پوشیده شده و اندامهای جلوی آنها تبدیل به بال شده است
دانشنامه عمومی
دانشنامه اسلامی
فرهنگستان زبان و ادب
{Aves} [زیست شناسی- علوم جانوری] جانوران مهره داری که همگی ازطریق تخم گذاری زادآوری می کنند و بدنشان با پر پوشیده شده و اندام های جلوی آنها تبدیل به بال شده است
