Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پرستش

تلفظ بین المللی : /parˈasteʃ/ تلفظ :‌ [paR'asteS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • پرستش حیوانات
  • پرستش خدایان متعدد
  • پرستش خویشتن
  • پرستش کردن
  • پرستش پلاس
  • پرستش بهار
  • پرستش گاه اورشلیم
  • پرستش بعل
  • پرستش نفس
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پرستش. [ پ َ رَ ت ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از پرستیدن. عبادت. نیایش. عبودیت. تَعَبﱡد. طاعت. نماز. ستایش : اگر بر پرستش فزایم رواست که از بخت وی کارمن گشت راست.فردوسی.اگر تاج ایران سپارد بمن پرستش کنم چون بتان را شمن.فردوسی.گرانمایه شبگیر برخاستی ز بهر پرستش بیاراستی.فردوسی.چو شوئی ز بهر پرستش رخان بمن بر جهان آفرین را بخوان.فردوسی.جدا کردشان از میان گروه پرستنده را جایگه کرد کوه بدان تا پرستش بود کار...

فرهنگ عمید

۱. بندگی.
۲. نیایش، عبادت.

فرهنگ معین

(پَ رَ تِ ) (اِمص . ) ۱ - ستایش ، نیایش . ۲ - پرستاری ، خدمت . ۳ - بیمارداری . ۴ - عمل یا رفتاری که نشانة بندگی ، سرسپردگی یا ایمان است ، عبادت .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:عبادت
wikijoo: پرستش

فرهنگ فارسی

پرستیدن
( اسم.پرستیدن ) ۱- ستایش نیایش نماز طاعت عبودیت . ۲- پرستاری خدمت خدمتکاری . ۳- بیمار داری خدمت بیمار کردن . یا جای پرستش . پرستشگاه یاجایگاه پرستش .

دانشنامه عمومی

از پیشوند "پر" به معنای پیرا و دور و پسوند"استادن"است.که روی هم دور و اطراف چیزی ایستادن میباشد. معنای دوم، پرستش به معنای نگه داشتن و مراقبت کردن است و مصدر است. کلمه پرستار به معنای مراقب است که این دو واژه یک ریشه دارند. مثلا آتش پرست در زردشتیان به معنای نگهبان آتش است نه عبادت کننده آتش.

پرستیدن از دو بخش تشکیل شده است: بخش نخست آن پیشوند "پَر" به معنای "پیرامون (پیرا)" و "دُور"، و بخش ...

نقل قول

گفتاوردها دربارۀپرستش (عبادت).• « کسی که خواهانِ عبادت است ، باید خود را برای آن پاکیزه سازد.» بحار الانوار ، ج ۷۸ ، ص ۱۰۹ -> حسن بن علی• «عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت ، زیاد در کار خدا اندیشیدن است». منبع : تحف العقول، ص۴۴۸. -> حسن عسکری• wikiquote: پرستش...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: parasteš) (اسم مصدر از پرستیدن) ، پرستیدن ؛ (در قدیم) خدمتکاری .

اسم: پرستش (دختر) (فارسی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: parasteš) (فارسی: پرستش) (انگلیسی: parastesh)
معنی: نیایش، ستودن، پرستیدن، خدمت، عبادت، ( در قدیم ) خدمتکاری، ( اسم مصدر از پرستیدن )، نیایش کردن، عبادت کردن

مترادف و متضاد

ستایش، طاعت، عبادت، عبودیت، نیایش

praise (اسم)تحسین، ستایش، پرستش، نیایش، چاپلوسی، تعریف، تمجید، رجز، خوشامد گویی صمیمانهadoration (اسم)ستایش، عشق ورزی، پرستش، نیایش، ستایشگری، سجودworship (اسم)ستایش، پرستش، ستایشگری، سجود، عبادتdevotion (اسم)هواخواهی، پرستش، سرسپردگی، تخصیص، وقف، صمیمیت، جانسپار، از خود گذشتگی، دعا، مریدیadulation (اسم)پرستش، چاپلوسیidolization (اسم)پرستش، بت سازی...

کلمات مرتبط

  • پرستش حیوانات
  • پرستش خدایان متعدد
  • پرستش خویشتن
  • پرستش کردن
  • پرستش پلاس
  • پرستش بهار
  • پرستش گاه اورشلیم
  • پرستش بعل
  • پرستش نفس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات