کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پرتودهی | کلماتور
معنی کلمه : پرتودهی
تلفظ بین المللی :
/pˌartodˈehi/
تلفظ :
[p,aRtod'ehi]
پیمایش سریع
دانشنامه آزاد فارسی
کلمات مرتبط
پرتودهی مواد غذایی
پرتودهی خوراک
شیر پرتودیده
پرتودریابی
سحابی پرتوایکس
سلاح پرتوی
عدد دِ پرتوی
عملیات پرتوی
کالبدشناسی پرتوی
دانشنامه آزاد فارسی
دانشنامه آزاد فارسی
پَرتودِهی (irradiation)
در معرض تابش قراردادن هر چیز، ازجمله غده های سرطانی. نیز ← پرتودهی_مواد_غذایی
wikijoo:
پرتودهی
کلمات مرتبط
پرتودهی مواد غذایی
پرتودهی خوراک
شیر پرتودیده
پرتودریابی
سحابی پرتوایکس
سلاح پرتوی
عدد دِ پرتوی
عملیات پرتوی
کالبدشناسی پرتوی
نظرات