(پَ تُ پَ ) (ص مر. ) ۱ - پراکنده ، پخش و پلا. ۲ - بیهوده ، چرند و پرند.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) ۱- تارو مار پخش وپلا ترت و پرت ترت و مرت. ۲- بیهوده بی معنی مزخرف چرند و پرند. دری وری : ( وجوابهای پرت و پلایی بسوئ لات عدیده ای که از هر طرف بر او باریدن گرفته بود میداد. ) ( دشتی ).