کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پراکنده-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پراکنده کردن
تلفظ بین المللی :
/parˈɑkandˌe kˈardan/
تلفظ :
[paR'Akand,e k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
پراکنده وپریشان کردن
پراکندگی کردن
پرنده را شکار کردن
پرنده کرانه
پراکنده
پراکنده سازی
پراکنده شدن
پراکنده و متفرق
پراکنده گویی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
dash (اسم)حرارت، رابطه، این علامت، خط تیره، فاصله میان دو حرف، پراکنده کردنinterspersion (اسم)افشاندن، پراکنده کردنdisperse (فعل)پریشان کردن، پراکنده کردن، متفرق کردن، متفرق ساختن، پریشان شدنintersperse (فعل)افشاندن، پراکنده کردن، متفرق کردنdiffuse (فعل)افشاندن، منتشر کردن، پخش کردن، پراکنده کردن...
واژه نامه بختیاریکا
تیشکنیدِن؛ جُل جُل کِردِن
کلمات مرتبط
پراکنده وپریشان کردن
پراکندگی کردن
پرنده را شکار کردن
پرنده کرانه
پراکنده
پراکنده سازی
پراکنده شدن
پراکنده و متفرق
پراکنده گویی
نظرات