Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پر

تلفظ بین المللی : /pˈor/ تلفظ :‌ [p'oR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • پَر
  • پر دوشن
  • پر وال رنه
  • پر پترسون
  • پر ابی
  • پر احترام
  • پر ادا و اطوار
  • پر ادعا و متظاهر
  • پر ادویه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پر. [ پ َ ] (اِ) (درخت ...) نوعی از سماق است و در باغهای ایران بنام پر غرس کنند و در قره داغ آذربایجان وحشی آن وجود دارد .

پر. [ پ ِ ] (اِ صوت ) در تداول اطفال ، آواز پریدن گنجشک و جز آن .
- || پر زدن ، در تداول اطفال ؛ پریدن . پرواز کردن . و رجوع به پِرپِر شود.

پر. [ پ ِ ] (فرانسوی ، اِ) واسال بزرگ پادشاه (از د...

فرهنگ عمید

١. [مقابلِ تهی] سرشار؛ لبریز؛ آکنده؛ انباشته؛ لبالب.٢. (قید) خیلی؛ بسیار: پر بیراه نیست.٣. دارنده؛ دارای مقدار زیاد (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پرآب، پرآژنگ، پرتاب، پرچین، پرخم، پررنگ، پرکار، پرگل، پرآشوب، پرجوش، پرخور، پرگو.⟨ پر شدن: (مصدر لازم)۱. بسیار شدن؛ فراوان شدن: ◻︎ پشّه چو پُر شد بزند پیل را / با همه مردیّ و صلابت که اوست (سعدی: ۱۲۴).۲. لبریز شدن؛ لبالب شدن، ◻︎ سرچشمه شاید گرفتن به بیل / چو ...

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) = پرتو: شعاع ، پرتو.

زبان ریختن (پَ رِ زَ.تَ) (مص ل .) کنایه از: خاموش شدن .

و بال (پَ رُ) (مص ل .)1 - توانایی ، قدرت . 2 - بال و پر.

( ~.) [ په . ] ( اِ.) 1 - پریدن ، پریدن با اسب . 2 - پرواز.

و پا قرص ( ~. قُ) (ص مر.) 1 - نیرومند. 2 - پابرجا، استوار.

( ~.) ( اِ.) 1 - گوشة شال ، روسری . 2 - بخش پایین دامنة لباس . ؛به ~و پای کسی پیچیدن با ایرادها ...

دانشنامه آزاد فارسی

پَر (feather)پَرپَربرآمدگی سخت و محکم لایۀ خارجی پوست پرندگان، حاصل از پروتئینی با نام کراتین. پرها عایقی برای پرنده ایجاد می کنند و به کار پرواز می آیند. پرها انواع گوناگون دارند که عبارت اند از شاه پرهای روی بال ها و دم، کرک پرها برای نگهداری حرارت بدن، و رشته پرها (پوش پرها) که سطح بدن را می پوشانند. رنگ آمیزی پرها اغلب برای استتار یا رفتارآمیزشی و سایر نمایش ها اهمیت دارد. پرها سالی یک بار تعو...

فرهنگ فارسی

پدر
( اسم ) درخت پر
نوعی از سماق است

دانشنامه عمومی

پِ - پدر - اصطلاح گیلکی

(برخی شهرهای استان فارس) پِر، چرخاندن.

پر (در متون طب سنتی با نام عربیش ریش) یکی از انواع روییدنی های پوست بیرونی (اگزودرم) است که بر پوست بدن پرندگان و بال های آنان می روید. پر ساقه میانی توخالی دارد که کرک های ظریفی بر آن می رویند.فرهنگ فشرده سخن، دکتر حسن انوری، تهران، سخن، ۱۳۸۲wiki: انگلستان آن را نوشته است. .فهرست آثار ادبی مشهورفهرست پرفروش ترین کتاب های ت...

گویش مازنی

پر پرنده

۱گوشواره ۲لاله گوش

۱زیاد – فراوان ۲انباشته

۱برگ ۲دامن ۳شاخه های درخت ۴جوانه کوچک

۱عسل موم نکشیده ۲کندوی عسل ۳مخفف پریروز،دو روز پیش

۱آغل ۲بخشی از مرتع محصور شده با صخره ها و پرتگاه های متعدد ...

/per/ پدر & پر پرنده & برگ - دامن ۳شاخه های درخت ۴جوانه کوچک & عسل موم نکشیده - کندوی عسل ۳مخفف پریروز، دو روز پیش & آغل - بخشی از مرتع محصور شده با صخره ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: par
طاری: par
طامه ای: par
طرقی: par
کشه ای: par
نطنزی: par

تکیه ای: por
طاری: por
طامه ای: por
طرقی: por / mašt
کشه ای: por
نطنزی: por

مترادف و متضاد

بال

پره

کنار

چاق، قوی

بامعلومات

پهلو، ضلع

تمام، کامل

پرتو، شعاع

کناره، لبه

پرند، پرنیان

بس، بسیار، بیش، زیاد

آکنده، انباشته، جعودت، سرشار، لبالب، لبریز، مالامال، مشبع، مشحون، ممتع، ممتلی، مملو ≠ تهی، خالی، کم

۱. بال
۲. پره
۳. پرتو، شعاع
۴. کناره، لبه
۵. پهلو، ضلع
۶. پرند، پرنیان

۱. آکنده، ان...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پر همان تن پوش پرندگان است و از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، و حج آمده است.
پَر(به فتح پ وسکون راء خوانده می شود.)

موارد بکارگیری عنوان پر در فقه
۱. ↑ جواهر الکلام ج۳۶ ص۳۳۸
...
wikifeqh: پر

واژه نامه بختیاریکا

( پُر ) آبستن؛ حامله ( پِر ) بی قراری؛ سر در گمی؛ کم طاقتی ( پِر ) تاولچوب مشتعلی که برای روشن کردن اجاقی از اجاقی دیگر می برند ( پِر ) چیدن دایره وار غلات در محل زمین قبل از انتقال به خرمن؛ پُهلَک ( پِر ) خیره شدن؛ زل؛ مات ( پِر ) دفعه؛ بار ( پَر ) طرف؛ قسمت؛ سوقسمت کم عرض یا کم ضخامت. مثلاً پر بیل یعنی کناره یا قسمت کم عرض بیل ( پَر ) کنار؛ جنب؛ جفت ( پَر ) لایه ای از زمین که شامل صحفه...

کلمات مرتبط

  • پَر
  • پر دوشن
  • پر وال رنه
  • پر پترسون
  • پر ابی
  • پر احترام
  • پر ادا و اطوار
  • پر ادعا و متظاهر
  • پر ادویه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات