پذیره. [ پ َ رَ / رِ ] ( اِمص ) استقبال. ( برهان ). پیشواز. ( برهان ). پیشباز : کسی را که بد زآمدنش آگهی پذیره برفتند با فرّهی.فردوسی.چو خسرو بر اینگونه آمد ز راه چنین بازگشت از پذیره سپاه دریده درفش و نگون کرده کوس رخ نامداران شده آبنوس.فردوسی.جز نیکوئی پذیره نیاید تراگذر [ کذا ]در رسم و خوی تو سخن دشمن غوی.فرخی.سؤال رفتی پیش عطا پذیره کنون همی عطای تو آید پذیره پیش سؤال.عنصری ( دیوان چ دبیر سی...
(پَ رِ ) [ په . ] ۱ - (اِمص . )پیشواز، استقبال . ۲ - فرمانبرداری ، قبول امر. ۳ - غارت ، نهب . ۴ - (ص . ) استقبال کننده ، پیشباز شونده . ۵ - قبول کننده امر کسی را.
فرهنگ فارسی
قبول واستقبال، موردپسند، جلورفتن وپیشواز ۱- ( اسم ) پیشواز پیشباز استقبال . ۲- ( صفت ) استقبال کننده پیشباز شونده. ۳- ( اسم ) فرمانبرداری قبول امر. ۴- غارت نهب. ۵- ( صفت ) قبول کننده امر کسی را. ۶- راهگذر.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: pazire) استقبال ، پیشواز ، آنچه پذیرفته شده ؛ (در قدیم) استقبال کننده .
اسم: پذیره (دختر) (فارسی) (تلفظ: pazire) (فارسی: پَذيره) (انگلیسی: pazire) معنی: پیشواز، استقبال، فرمانبرداری، قبول امر، آنچه پذیرفته شده، ( در قدیم ) استقبال کننده