کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پدید-اوردن | کلماتور
معانی کلمه : پدید اوردن
تلفظ بین المللی :
/pˈadid ovˈordan/
تلفظ :
[p'adid ov'oRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پدید آوردن
پدیدآورنده
پدیداورنده
پدیداوران گروهی
نمایۀ پدیداوران
انجمن اهنگسازان پدیداوران و ناشران امریکا
انجمن عمومی ناشران و پدیداوران
پدیدآوران گروهی
پدید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
( پدید آوردن ) پدید آوردن. [ پ َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پدید آوریدن ؛ ظاهر کردن. ظاهر ساختن. پیدا کردن. انشاء. تولید. ایجاد : می آرد شرف مردمی پدیدو آزاده نژاد از درم خرید.رودکی.چنانکه چشمه پدید آورد گمانه ز سنگ دل تو از کف تو کان زر پدید آرد.دقیقی.سرانجام کی خسرو آید پدیدپدید آورد بندها را کلید.فردوسی.ز چیزی که هرگز ندید و شنیدبدانش بیاورد آنرا پدید.فردوسی.یکی گفت و پرسید و دیگر شنیدنیاورد کس راه با...
فرهنگ معین
( پدید آوردن )
( ~. وَ دَ ) (مص م . ) ۱ - ایجاد کردن ، پیدا کردن . ۲ - ممتاز و مشخص کردن .
فرهنگ فارسی
( پدید آوردن )
( مصدر ) ۱- ایجاد کردن پیدا کردن ظاهر کردن انشائ تولید . ۲- ممتاز و مشخص کردن .
کلمات مرتبط
پدید آوردن
پدیدآورنده
پدیداورنده
پدیداوران گروهی
نمایۀ پدیداوران
انجمن اهنگسازان پدیداوران و ناشران امریکا
انجمن عمومی ناشران و پدیداوران
پدیدآوران گروهی
پدید
نظرات