پَخ#NAME?
پختن#NAME?
رخت: ◻︎ گر موجخیز حادثه سر بر فلک زند / عارف به آب تر نکند رختوپخت خویش (حافظ: ۵۸۸).
(پَ) ( اِ.) نک پخ .
(پُ) ( اِ.) 1 - عمل یا فرایند پختن . 2 - هر یک از نوبت های پختن محصولی به ویژه آن چه در تنور یا کوره پخته می شود. 3 - لگد مطلقاً، خواه اسب بر کسی زند و خواه آدم و حیوانات دیگر.
تکیه ای: bešpâ
طاری: bešpax
طامه ای: boypaxt
طرقی: bešpax(t)
کشه ای: bešpaxt
نطنزی: bašpaxt
آشپزی، طباخی، طبخ