خالی، بیهوده (پتی بدو:بیهوده دویدن - نون پتی بخو:نان خالی بخور)
۱چیزی را به زور فرو کردن – هل دادن،فرو کردن ۲پارچه ی کهنه ...
۱لخت و عور ۲از بین رفتن بخشی از بوته های برنج(در تنکابن) ۳دمل ...
تهی، خالی
آشکار، واضح
برهنه، عریان، عور، لخت ≠ پوشیده، مستور
۱. برهنه، عریان، عور، لخت
۲. آشکار، واضح
۳. تهی، خالی ≠ پوشیده، مستور