کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پایندانی | کلماتور
معانی کلمه : پایندانی
تلفظ بین المللی :
/pˈɑjandˌɑni/
تلفظ :
[p'Ajand,Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پایندان
رفتار پایانی
زمان پایداری
شاخص پایداری رایزنر
اوجونگ پاندانگ
سامانۀ پایداری افزا
شش پاوندان
شی ء پایانی
عصر مفرغ پایانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
پایندانی.[ ی َ ] ( حامص ) پذیرفتاری. پذرفتاری. ضمانت. ( مجمل اللغه ). کفالت. ( مجمل اللغه ) ( زمخشری ). زعامت. ( مج ). صَبارة. صبر. تضمن. ( دهار ). ضمان. پذیرفتن ، پذیرفتاری. زِعام. ( تاج المصادر ) ( دهار ). تکفّل. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). کُفُول. کفَل. ( دهار ). تَعَهﱡد. زَعم ، زعامه. قباله. کون. حماله. ( تاج المصادر بیهقی ). میانجی گری. تَعاهد : پس سلیمان مرغان را که پایندانی کرده بودند ...
فرهنگ عمید
۱. پذیرفتاری.
۲. میانجی گری.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص . ) میانجیگری ، ضمانت .
فرهنگ فارسی
پذیرفتاری میانجیگری کفالت ضمانت تعهد زعامه قباله .
کلمات مرتبط
پایندان
رفتار پایانی
زمان پایداری
شاخص پایداری رایزنر
اوجونگ پاندانگ
سامانۀ پایداری افزا
شش پاوندان
شی ء پایانی
عصر مفرغ پایانی
نظرات