پایان. ( اِ ) آخر و انتها و نهایت و کرانه هرچیز. ( برهان ). غایت.کران. اَمَد. اَجَل. عاقبت. فرجام. قُصاری. ( دهار ).سرانجام. انجام. مُدیه. مُدی. منتهی. تَک. تَه. قعر. خاتمه. اختتام. ختم. غِب . مَغبّه. ( منتهی الارب ). آخر کار. عاقبت کار. پایان کار. پس کار : آزادگی آموخته زو طریق رادی گرفته زو رسوم و سنن...و آزادگان را برکشیده ز چاه چاهی که پایانش نیابد رسن.فرخی.چون بپایان رسید باز بنوشت. ( تاریخ ب...
فرهنگ عمید
۱. نقطه یا لحظۀ اتمام چیزی، نهایت، انتها. ۲. بخش آخری هرچیز. ۳. [قدیمی] بخش پایینی هر چیز: سخن نیز نشنید و نامه نخواند / مرا پیش تختش به پایان نشاند (فردوسی: ۲/۳۴۱ ).
فرهنگ معین
( اِ. ) ۱ - آخر هر چیز. ۲ - نهایت ، انتها.
فرهنگ فارسی
آخر، عاقبت، سرانجام، کرانه، نهایت، عاقبت هرچیز( اسم ) ۱- نهایت و کران. هر چیز کران کرانه ته تک انجام فرجام نهایت آخر خاتمه . ۲- سر حد ملک . ۳- زیر پای کسی فرود و اسافل و اواخر هر چیز بن زیر . ۴- پایین پایین مجلس وصف نعال و کفش کن مقابل بالا . ۵- پاینده . ۶- پیوستن نقط. آخرین دایر. سیر است بنقط. اول در اتحاد قوسین . یا پایان کار. غایت کار خاتمه نهایت ختام امد اجل. یا در پایان . سرانجام عاقبت . یا ب...
دانشنامه عمومی
پایان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:پایان (ترانه دورز)پایان (رمان)پایان (مجموعه تلویزیونی)wiki: ایزل است.این سریال در آمریکا نیز پخش شده است.یک داستان دربارهٔ زن و شوهری که یکدیگر را دوست دارند، پدر و مادری که از فرزندانشان حمایت می کنندwiki: پایان (مجموعه تلویزیونی)...