کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پاک کننده
تلفظ بین المللی :
/pˈɑkkonˌandeː/
تلفظ :
[p'Akkon,ande:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
داروی پاک کننده
ماده پاک کننده
پاک و پوست کنده
ماهیچه دراز خم کننده انگشتان پا
ماهیچه دراز خم کننده شست پا
ماهیچه نزدیک کننده شست پا
ماهیچه کوتاه خم کننده انگشت کوچک پا
ماهیچه کوتاه خم کننده انگشتان پا
ماهیچه کوتاه خم کننده شست پا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
پاک کننده. [ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) طَهور. مُطَهّر.
فرهنگ عمید
آن که چیزی را پاک و تمیز کند.
فرهنگ فارسی
( اسم صفت ) تمیز کننده نظیف کننده طهور .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
abluent (اسم)شستشو دهنده، پاک کنندهabstergent (اسم)شستشو دهنده، پاک کننده، ماده پاک کنندهdetergent (اسم)پاک کننده، زداگرpurifier (اسم)پاک کننده، تطهیر کنندهdetersive (اسم)پاک کنندهpurgative (اسم)پاک کننده...
واژه نامه بختیاریکا
ریتنا
کلمات مرتبط
داروی پاک کننده
ماده پاک کننده
پاک و پوست کنده
ماهیچه دراز خم کننده انگشتان پا
ماهیچه دراز خم کننده شست پا
ماهیچه نزدیک کننده شست پا
ماهیچه کوتاه خم کننده انگشت کوچک پا
ماهیچه کوتاه خم کننده انگشتان پا
ماهیچه کوتاه خم کننده شست پا
نظرات