کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پاک-کرده | کلماتور
معانی کلمه : پاک کرده
تلفظ بین المللی :
/pˈɑk kˈardeː/
تلفظ :
[p'Ak k'aRde:]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از وجود دشمن پاک کردن
با اسفنج پاک کردن یا تر کردن
با خلال پاک کردن
با ماله پاک کردن
با پاشیدن ماسه پاک کردن
با چوب گردگیری پاک کردن
با کهنه پاک کردن
با گل سفید پاک کردن
از علف هرزه پاک کردن
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
فرهنگ عمید
ویژگی چیزی که چرک و آلودگی یا آشغال و نخالۀ آن از میان برده شده.
مترادف و متضاد
picked
(صفت)
پوست کنده، خاردار، نوک تیز، نوک دار، عمدی، لخت، برگزیده، انتخاب شده، پاک کرده، کلنگ خورده
کلمات مرتبط
از وجود دشمن پاک کردن
با اسفنج پاک کردن یا تر کردن
با خلال پاک کردن
با ماله پاک کردن
با پاشیدن ماسه پاک کردن
با چوب گردگیری پاک کردن
با کهنه پاک کردن
با گل سفید پاک کردن
از علف هرزه پاک کردن
نظرات