کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پانسمان-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پانسمان کردن
تلفظ بین المللی :
/pɑnsˈemɑn kˈardan/
تلفظ :
[pAns'emAn k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کرانی پاکستان
پانسمان
پانسمان پیشرفته
گاز پانسمان
اس اس پانامان
پارسمان دوم
فرودگاه پانگمان
زنبورک و پاسگان
بلوچستان پاکستان
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شستن و پاک کردن زخم بستن زخم زخم بندی کردن .
مترادف و متضاد
dress
(فعل)
لباس پوشاندن، پانسمان کردن، مزین کردن، لباس پوشیدن، ملبس کردن، جامه بتن کردن، درست کردن موی سر
bandage
(فعل)
دسته کردن، با نوار بستن، قنداق کردن، پانسمان کردن
کلمات مرتبط
کرانی پاکستان
پانسمان
پانسمان پیشرفته
گاز پانسمان
اس اس پانامان
پارسمان دوم
فرودگاه پانگمان
زنبورک و پاسگان
بلوچستان پاکستان
نظرات