پالاپال. ( ص مرکب ، اِ مرکب ) در فرهنگ اسدی چاپ... پاول هورن آمده است : چیزی بود که سخت پاینده بود تازیش سیّال بود. دقیقی گفت : بفر و هیبت شمشیر تو قرار گرفت زمانه ای که پرآشوب بود و پالاپال.و در ذیل آن نسخه بدلی «بود پالاپال » آورده است و در حاشیه فرهنگ اسدی خطی متعلق به آقای نخجوانی آمده پالوده سخت ؛ چیزی سخت پاینده : بفر و هیبت شمشیر تو قرارگرفت زمانه ای که پرآشوب بود پالاپال.مباش کم ز کسی کو س...
فرهنگ عمید
۱. جستجو، کاوش. ۲. جستجو و کاوش میان چیزهای پراکنده و درهم ریخته. ۳. درهم ریختگی، شورش، آشوب: به فرّ و هیبت شمشیر تو قرار گرفت / زمانه ای که پرآشوب بود و پالاپال (دقیقی: ۱۰۳ ).