پالان. ( نف ، ق )نعت فاعلی از پالودن. در حال پالودن. || ( اِ ) زین کاه آکنده خر، الاغ و استر و اسب پالانی. پشماکندی که به پشت ستور نهند. پشماگند. کوُر. اِکاف. اُکاف. وِکاف. قتب. حقب رَحل ( پالان شتر ) : بدیبا بیاراسته ده شتررکابش همه سیم و پالانش زر.فردوسی.سبوذ و ساغر و آنین و غولین حصیر و جای روب و خیم و پالان.طیّان ( از لغت فرس ص 372 ).دهقان بی ده است و شتربان بی شترپالان بی خر است و کلیدان بی ت...
فرهنگ عمید
پوشاک ضخیم آکنده از پشم یا کاه یا پوشال که بر پشت حیوانات بارکش می گذارند و بر روی آن بار می بندند یا سوار می شوند: آن یکی خر داشت و پالانش نبود / یافت پالان گرگ خر را درربود (مولوی: ۳۶ ).
فرهنگ معین
( اِ. ) پوششی ضخیم انباشته از کاه ، پشم یا پوشال که بر پشت ستور می نهند برای نشستن یا بار نهادن . ، ~ کسی کج بودن کنایه از: رفتاری غیراخلاقی و ناروا داشتن .
فرهنگ فارسی
( اسم ) پوششی انباشته از کاه که بر پشت ستور نهند تا بر آن نشینند یا بار گذارند و بدین وسیله پشت ستوراز زخم و جراحت محفوظ ماند ۲- پشما کندی که بپشت ستور نهند. ۳- ( اسم ) نشیمنگاه سرین . یا پالان سواری . پالان خردتر و ظریف تر از پالان باری که بجای زین بکار رود پالان قجری . یا پالان اش را لوخ زدن . بقصد فریب کسی را تعظیم و تبجیل کردن . یا پالان کسی کج بودن . ۱- ناپارسا بودن عفیف نبودن پاکدامن نبودن ....
دانشنامه عمومی
پلان
پالان چیزی شبیه به زین است که روی کمر ستور یا شتر قرار داده می شود. پالان از جنس پارچه و گونی ساخته می شود و داخل آن را با کاه پر می کنند.لغتنامه دهخدا: سرواژه های پالان، پالانی، پالانگری، پالانچه.لغتنامه دهخدا: گاله.پس از نهادن پالان بر پشت ستور، گاله را روی آن می آویزند، وجود پالان سبب می شود که هم صاحب ستور بتواند روی حیوان بنشیند و هم گاله بر آن استوار بماند و با تعادل و توازن از دو...
[ویکی فقه] پالان آنچیزی است که جهت سوار شدن بر چارپا نهند. از آن به مناسبت در باب اجاره سخن رفته است.لازم است کرایه دهنده چارپا همه آنچه را که عرفا برای سوار شدن بر حیوان لازم است از قبیل پالان، جهاز، زین و افسار در اختیار کرایه کننده قرار دهد. wikifeqh: پالان...