کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پاسداری-کردن | کلماتور
معنی کلمه : پاسداری کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈɑsdɑrˌi kˈardan/
تلفظ :
[p'AsdAR,i k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پایداری کردن
سپاسداری کردن
پرستاری کردن
پاسبانی کردن
پاسار کردن
پافشاری کردن
پافشاری کردن بر موضع خود
پاسداری
پاسداری از مرقد پیامبران و امامان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
watch (فعل)پاییدن، پاسداری کردن، مواظب بودن، مراقبت کردن، بر کسی نظارت کردن، نگهبانی دادن، نگهبان بودنguard (فعل)پاییدن، نگهبانی کردن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهداری و دفاع کردن از، پاسداری کردن، محفوظ کردن، مصون داشتنpatrol (فعل)گشت زدن، پاسداری کردن، پاسبانی کردن...
کلمات مرتبط
پایداری کردن
سپاسداری کردن
پرستاری کردن
پاسبانی کردن
پاسار کردن
پافشاری کردن
پافشاری کردن بر موضع خود
پاسداری
پاسداری از مرقد پیامبران و امامان
نظرات