پارچه. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) ( از پاره ، قطعه. جزء و چه علامت تصغیر ) جامه. منسوج. نسیج. نسیجه. قماش. || قطعه. برخ. پاره. تکه : یک پارچه یخ ، یک پارچه سنگ : و نماز دیگر آن روز صلتی از آن وی رسول دار برد دویست هزار درم و اسبی باستام زر و پنجاه پارچه جامه نابریده. ( تاریخ بیهقی ).- پارچه ای ؛ پاره ای. کمی : ای روی ترا ز حسن بازارچه ای در من نگر از چشم کرم پارچه ای.ابراهیم بن حسین نسفی.|| پاچه. ط...
فرهنگ عمید
۱. هرچیز بافته شده از پنبه، پشم، یا ابریشم، جنس ذرعی. ۲. پاره و تکۀ چیزی: یک پارچه سنگ، یک پارچه آجر. ۳. واحد شمارش آبادی و ملک.
فرهنگ معین
(چِ ) (اِمصغ . ) ۱ - پاره ، تکه . ۲ - هر چیز بافته شده .
فرهنگ فارسی
هرچیزبافته شده ازپنبه یاپشم یاابریشم ( اسم ) پاچه خوراک پاچ. گوسفند. جامه منسوج
دانشنامه عمومی
پارچه لایه ای نرمش پذیر است که از شبکه ای از نخ ها یا الیاف طبیعی یا مصنوعی تشکیل شده است؛ که نوع نخ ها یا الیاف و ساختار و نحوه قرارگیری آن ها در کنار یکدیگر ساختمان پارچه و خصوصیات فیزیکی آن را به وجود می آورد.پارچه را از روش های بافت تاری-پودی، بافت حلقوی (کش بافی یا قلاب بافی)، روشهای بی بافت، گره زدن تولید می شود.چیت (= پارچهٔ پنبه ای و نقش داری که بیشتر مزین به نقش گل های کوچک و بزرگ بود)چلو...
[ویکی فقه] پارچه به تاروپودهای درهم تنیده از الیاف پنبه، پشم و مانند آن گفته می شود. از آن به مناسبت در باب های طهارت، صلاة، تجارت، شفعه و قضاء سخن رفته است.واجب است میت در سه تکه پارچه (پیراهن، لنگ و سرتاسری) کفن شود. انداختن پارچه بر روی جنازهانداختن پارچه روی جنازه پس از مرگ و گرفتن آن بر روی قبر هنگام دفن میّت زن، مستحب است. استنجاء از غائط با هرچه که نجاست را برطرف می کند، از جمله پارچه جایز ...