بخشی از یک سامانه که خود بهتنهایی به کار نرود و قابل تجزیه و تقسیم به اجزای دیگر نباشد
۱بخشی از مزرعه ی برنج که یک دهنه آبخور دارد ۲وسیله ای در ...
پارچه ای کهنه و زبر که بعد از قشو پشت اسب را با آن تمیز کنند ...
تکیه ای: pâra
طاری: pâra
طامه ای: venadašti / para
طرقی: hevardi
کشه ای: pâra
نطنزی: para
کود
بخش، فصل
بهر، حصه، قسمت
خرقه، مرقع، وصله
پرش، پرواز، پریدن
باج، خراج، رشوت، رشوه
ژنده، غاز، فرسوده، مندرس
دریده، شرحه، گسسته، گسیخته
برخ، برخه، تکه، جزء، قطعه، لخت