پاردم. [ دُ ] ( اِ مرکب ) ثَفر. ( دهار ) ( منتهی الارب ). زیردمی. رانکی. ( برهان ). قشقون. گوزبان ، دوالی از ساز اسب که به زیر دُم اوفتد. چرمی باشد پهن که بر پس پالان چاروا دوزند و برپس ران چاروا اندازند و بعضی گویند چرمی باشد که برپس زین اسب بندند و بر زیر دم اسب اندازند و این اصح است. ( برهان ). معنی ترکیبی ، ریسمان دُم ؛ یعنی ریسمانی که در دُم حیوانات کنند چه پال بمعنی ریسمان است. ( فرهنگ رشیدی...
فرهنگ عمید
تسمه ای که در عقب زین یا پالان اسب و الاغ می دوزند و زیر دم حیوان می افتد، رانکی: صوفی شهر بین که چون لقمهٴ شبهه می خورد / پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف (حافظ: ۵۹۶ ).
فرهنگ معین
(دُ ) (اِمر. ) چرمی که بر عقب زین یا پالان می دوزند و زیر دم اسب می اندازند.
فرهنگ فارسی
رانکی، تسمهای که درعقب زین یاپالان اسب والاغ بندند ( اسم ) چرمی که بر زین یا پالان میدوزند و زیر دم اسب یا پس ران چارپا میاندازند رانکی قشقون . ثفر زیر دمی
دانشنامه عمومی
پاردُم تسمه ای چرمین یا از جنس پالان است که بر عقب زین یا پالان می دوزند و آن را در دو سوی پالان استوار می کنند. دم خر و اسب و ستوران را از آن می گذرانند و این باعث می شود که در سربالایی ها پالان به طرف پایین نلغزد.در اسب ها از پاردم ها برای جلوگیری از به جلو لیز خوردن زین اسب استفاده می شود. در انتهای بزرگتر پاردم، بندی قرار دارد که زیر دم اسب قرار داده شده، و انتهای کوچکتر به زین بسته می شود.سجا...