کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پاراف | کلماتور
معانی کلمه : پاراف
تلفظ بین المللی :
/pˈɑrˈɑf/
تلفظ :
[p'AR'Af]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پاراف کردن
پاراف بالا
پاراف پایین
پارافین
پارافرایزینگ
پارافرمالدهید
تترامتیل پارافنیلن دی امین
فرودگاه پارافیلد
غده پاراتیروئید
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ عمید
امضای مختصرشده.
فرهنگ معین
[ فر. ] ( اِ. ) امضای اختصاری ، امضاء (در اصطلاح سیاسی و بانکی معمول است ) ، پیش امضا (فره ) .
فرهنگ فارسی
امضای مختصر، خطهائی که باامضاکشیده میشود
( اسم ) امضای اختصاری امضائ ( در اصطلاح سیاسی و بانکداری معمول است )
مترادف و متضاد
signature
(اسم)
اثر، دستینه، امضا، پاراف، امضاء، امضاء کردن، صحه، توشیح
paraph
(اسم)
پاراف، امضای مختصر
initials
(اسم)
پاراف
کلمات مرتبط
پاراف کردن
پاراف بالا
پاراف پایین
پارافین
پارافرایزینگ
پارافرمالدهید
تترامتیل پارافنیلن دی امین
فرودگاه پارافیلد
غده پاراتیروئید
نظرات