ویژ. ( ص ، ق ) خصوص وخاصه و خالص و خلاصه. ( برهان ). برابر و معادل ویژه است اما شاهد ندارد. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). خاصه و خالص و صافی. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) :
همه ویژ گُردان و آزادگان
بیامد سوی آذرآبادگان.
فردوسی.
- ویژ کردن ؛ اخلاص. امحاض. ( المصادر زوزنی ). خالص کردن.