ویل . [ وَ ] (ع مص ) درآمدن بدی و شر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || دردمند نمودن . || مصیبت زده ساختن . || (اِ) وای . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: ویله و ویلک و ویلی ، و آن کلمه ٔ وعید و عذاب است و گویند: ویل الشیطان (به نصب و رفع و جر لام ویل و اضافه )، و ویلا...
۱. فتح و ظفر؛ پیروزی. ۲. فرصت: ◻︎ لبت سیب بهشت و من محتاج / یافتن را همی نیابم ویل (رودکی: ۵۲۵). ۳. پیشدستی و دست یافتن به چیزی.
۱. فرارسیدن شر و بدی.۲. (اسم ) هلاک.۳. (اسم ) مصیبت، سختی.۴. فغان، فریاد، آه وناله.۱. فتح و ظفر، پیروزی.۲. فرصت: لبت سیب بهشت و من محتاج / یافتن را ...
فرهنگ معین
(وَ ) [ ع . ] (شب جم . ) نک ویک .
دانشنامه عمومی
شهر ویل (به آلمانی: Wiekmtor_omni) در ایالت نوردراین-وستفالن در کشور آلمان واقع شده است.آلمانفهرست شهرهای آلمانwiki: کمون در فرانسه است که در canton of Bellegarde-sur-Valserine واقع شده است. ویل ۹٫۶۰ کیلومتر مربع مساحت و ۳۶۱ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای فرانسه۱ داده های فرانسه رودخانه و دریاچه و یخچال ها را در نظر نگرفته است > ۱ km² (۰٫۳۸۶ مایل مربع یا ۲۴۷ هکتار)wiki: ویل (فرانسه)...
گویش مازنی
۱پافشاری ۲رها هرزه افسار گسیخته
/vil/ پافشاری - رها هرزه افسار گسیخته
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار) نجات خواستن و پناه آوردن. موئل :پناهگاه . بلکه برای آنها وعدهای است که از آن پناهگاهی ندارند منظور از موعد روز قیامت است این لفظ تنها یکبار در قرآن آمده است.