ونگ . [ وَ / وِ] (ص ) ونک . تهی . خالی .
صدای گریۀ بچه؛ ونگونگ.
۱. تهی؛ خالی.
۲. تهیدست؛ درویش و مفلس: ◻︎ ما از شمار آدمیانیم تنگدست / کز معصیت توانگر و از طاعتیم ونگ (سوزنی: مجمعالفرس: ونگ).
(وَ) (اِ.) (عا.) صدای گریة بچه .
(وَ یا وِ) (ص .) 1 - تهی ، خالی . 2 - تهی دست ، درویش .
بانگ – آواز
بانگ گاو نر جوان
تهی، خالی
زشت، کریه
بانگ، زاری، صدا، گریه
تهیدست، سایل، گدا، مفلس
۱. تهیدست، سایل، گدا، مفلس
۲. تهی، خالی
۳. زشت، کریه
۴. بانگ، زاری، صدا، گریه