وننگ. [ وَ ن َن ْ ] ( اِ ) ریسمان و طنابی را گویند که هر دو سر آن رابر دو دیوار یا دو ستون بندند و خوشه های انگور از آن بیاویزند. ( برهان ). ریسمانی را گویند که سر آن را بر دو جانب بندند و خوشه های انگور از آن آویزند، و آن را آونگ گویند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) : نَبْوَد عجب به دولت شاه ار به نام اوگردد رحیق مختوم انگور بر وننگ.سوزنی.تو چون شکال بادی و انگور رزق توتو بر زمین همی شو و رزق تو برون...
فرهنگ عمید
شاخۀ بریده شدۀ انگور که از آن آب می چکد، شاخۀ تاک: شاد باش و دو چشم دشمن تو / سال و مه از گریستن چو وننگ (فرخی: ۲۱۱ )، آونگ.
فرهنگ معین
(وَ نَ ) (اِ. ) ریسمانی که دو سر آن را بر دیوار و جز آن بندند و خوشة انگور را از آن بیاویزند.