ولیکن. [ وَ ک ِ ] ( حرف ربط ) اماله ولکن ( عربی ) به واو عطف است که افاده معنی استدراک می کند. برخی فارسیان را که در لغت عرب چندان تعمق نیست واو مذکور را جزو کلمه پنداشته گاهی واوی دیگر بر آن نیز می افزایند. ( از آنندراج ). استثنا را رساند. ولی. اما. ولیکن از ولکن عربی ممال شده و بنابراین کاف آن مکسور است نه مفتوح. اماله از ولکن عربی است. ( نشریه دانشکده ادبیات تبریز ) : اگر بخردی درجهان دل مبندکه...
فرهنگ معین
(وَ لِ کَ ) [ ع . ] (حر رب . ) ۱ - استثناء را رساند، ولی ، اما. ۲ - از این جهت .
دانشنامه عمومی
ولیکن، روستایی است از توابع بخش بندپی شرقی شهرستان بابل در استان مازندران ایران. این روستا در دهستان فیروزجاه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴ نفر (۸خانوار) بوده است.