کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ولخرجی | کلماتور
معانی کلمه : ولخرجی
تلفظ بین المللی :
/velxˈardʒi/
تلفظ :
[velx'aRdZi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تفریح و ولخرجی کردن
ادم ولخرج
ول خرجی کردن
ولخرج
ول خرجی
بازگشت پسر ولخرج
تامسون ویرجیل
مفت خوری و ولگردی
ولگردی و قانونی شکنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ول خرجی. [ وِ خ َ] ( حامص مرکب ) عمل ولخرج. اسراف در خرج. باددستی.
فرهنگ عمید
ولخرج بودن و پول خود را بیهوده خرج کردن.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
اتلاف، اسراف، تبذیر، تفریط، گشادهبازی ≠ خست
profligacy (اسم)هرزگی، ولخرجی، ولگردیsquander (اسم)اسراف، ولخرجیprodigality (اسم)اسراف، ولخرجیlavishness (اسم)فراوانی، وفور، ولخرجی...
کلمات مرتبط
تفریح و ولخرجی کردن
ادم ولخرج
ول خرجی کردن
ولخرج
ول خرجی
بازگشت پسر ولخرج
تامسون ویرجیل
مفت خوری و ولگردی
ولگردی و قانونی شکنی
نظرات