کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وقوف-افتادن | کلماتور
معنی کلمه : وقوف افتادن
تلفظ بین المللی :
/vˈoq1uːf oftˈɑdan/
تلفظ :
[v'oq1u:f oft'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
وقوف
وقوف داشتن
وقوف دار
وقوف یافتن
وقوف در عرفات
وقوف در مشعر
بی وقوف
ری وقاف
قریب الوقوع
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
وقوف افتادن. [ وُ اُ دَ ] ( مص مرکب ) آگاهی حاصل شدن :
برستی گر تو را بر سیر جان خود وقوف افتد
کجا واقف تواند شد کسی بر سرّ یزدانی ؟
سنائی.
چو بر مضمون وقوف افتاد فرمان امام این بود
که بر اقصای هفت اقلیم نافذ باد احکامش.
بدر چاچی ( از آنندراج ).
کلمات مرتبط
وقوف
وقوف داشتن
وقوف دار
وقوف یافتن
وقوف در عرفات
وقوف در مشعر
بی وقوف
ری وقاف
قریب الوقوع
نظرات