وقت . [ وَ ] (ع مص ) هنگام معین کردن . (از اقرب الموارد)(منتهی الارب ) (آنندراج ). هنگام پدید کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). چاغ معین کردن . (ازناظم الاطباء). وقت قرار دادن . (از اقرب الموارد).
مدت، موعد
فرصت، مجال، مهلت
دوره، روزگار، عصر، فصل، موسم
زمان، گاه، موقع، میقات، هنگام
آن، حین، دم، ساعت، لحظه، لمحه
۱. فرصت، مجال، مهلت
۲. زمان، گاه، موقع، میقات، هنگام
۳. دوره، روزگار، عصر، فصل، موسم
۴. آن، حین، دم، ساعت، لحظه، لمحه
۵. مدت، موعد
زمان، هنگامه، وخت، گاه