Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وظیفه خور

تلفظ بین المللی : /vazˈifeː xˈor/ تلفظ :‌ [vaz'ife: x'oR]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • وظیفه خور کلیسا
  • وظیفه خوران
  • وظیفه خوری
  • وظیفهخور
  • وظیفهخوار
  • وظیفه
  • وظیفه اساسی
  • وظیفه ای
  • وظیفه دار
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

وظیفه خور. [ وَ ف َ/ ف ِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) آنکه وظیفه میگیرد. ( ناظم الاطباء ). وظیفه خوار. رجوع به وظیفه خوار شود.

مترادف و متضاد

بازنشسته، متقاعد، مستمری‌بگیر

جیره‌خوار، روزی‌دار، طعمه‌خوار، نان‌خور، نواله‌خور، وظیفه‌خوار

annuitant (اسم)حقوق بگیر، وظیفه خورstipendiary (اسم)وظیفه خورbeneficiary (اسم)استفاده، وظیفه خور، بهره بردارpensioner (اسم)وظیفه خور، مستمری بگیر...

کلمات مرتبط

  • وظیفه خور کلیسا
  • وظیفه خوران
  • وظیفه خوری
  • وظیفهخور
  • وظیفهخوار
  • وظیفه
  • وظیفه اساسی
  • وظیفه ای
  • وظیفه دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات