وسائل. [ وَ ءِ ] ( ع اِ ) وسایل. ج ِ وسیلة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به وسیله شود.
وسایل. [ وَ ی ِ ] ( ع اِ ) وسائل. ج ِ وسیلة.اسباب و لوازم. ( فرهنگ فارسی معین ) : با این وسایل و فضایل در خصم شکنی و دشمن شکنی بر مردان جهان فسوس کردی. ( فرهنگ فارسی معین از لباب الالباب ).گر تو برانی کسم شفیع نباشدره به تو دانم دگر به هیچ وسایل.سعدی.- وسایل ارتباطی ؛ هر چیز که ...
فرهنگ عمید
= وسیله 〈 وسایل نقلیه: هر نوع وسیله که برای حملونقل به کار میرود، مانند گاری، اتومبیل، کامیون، کشتی.
= وسیله * وسایل نقلیه: هر نوع وسیله که برای حمل ونقل به کار می رود، مانند گاری، اتومبیل، کامیون، کشتی.