( ور کشیدِن ) بر کشیدن؛ او را در معرض کامل کاری قرار دادن. مثلاً ور کشیدس ور چو یعنی برکشیدش بر چوب
( ور کشیدِن ) بر کشیدن؛ بالا بُردن. مثلاً شولارته ور کش یعنی شلوارت را برکش یا ور کشینس به دار یعنی بر کشیدنش بر دار
( ور کشیدِن ) بر کشیدن؛ سرقت نرم؛ بالاکشیدن؛ آرام آرام کش رفتن کش رفتن؛ دزدی در لباس رفاقت یا در بی خبری