کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ورشکسته | کلماتور
معانی کلمه : ورشکسته
تلفظ بین المللی :
/vˌarʃekˈasteː/
تلفظ :
[v,aRSek'aste:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بیش از حد بزرگ شده برای ورشکسته شدن
دو دختر ورشکسته
حکم ورشکستگی
کاملا ورشکست
ورشکست شدن
ورشکست کردن
ورشکست کردن و شدن
ورشکست
ورشکستن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
ورشکسته. [ وَ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کسی که هرچه داشته از دست رفته است. ( آنندراج ). مفلس. نادار. پریشان.
فرهنگ عمید
بازرگانی که به واسطۀ خبط و اشتباه در تجارت زیان دیده و نتواند وام های خود را بپردازد، ورشکست.
فرهنگ معین
(وَ شِ کَ تِ )(ص مف . )=ورشکست . ورشکستن : کسی که سرمایه و مال خود را از دست داده .
مترادف و متضاد
خانهخراب، مالباخته، محجور، مفلس
bankrupt
(صفت)
ورشکسته
broke
(صفت)
ورشکسته، بی پول
کلمات مرتبط
بیش از حد بزرگ شده برای ورشکسته شدن
دو دختر ورشکسته
حکم ورشکستگی
کاملا ورشکست
ورشکست شدن
ورشکست کردن
ورشکست کردن و شدن
ورشکست
ورشکستن
نظرات