Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ورزگر

تلفظ بین المللی : /vˈarzɡar/ تلفظ :‌ [v'aRzgaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنیفرهنگستان زبان و ادب
  • ورزگار
  • ورزگن
  • ورزیگر
  • ورزگمهر
  • ورزیر
  • ورگر
  • خدانه ورگریدن
  • پا ورگریدن
  • ورزرود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ورزگر. [ وَ گ َ ] ( ص مرکب ) برزگر. زارع. ( ناظم الاطباء ). کشاورز. ورزکار است که زراعت کننده باشد. ( آنندراج ) :
ز شاهانی ار پیشه ور گوهری
پدر ورزگر داری ار لشکری.
اسدی.

فرهنگ عمید

برزگر#NAME?

= برزگر

فرهنگ معین

(وَ گَ ) (ص فا. ) برزگر.

گویش مازنی

دهقان – کشاورز

/varz gar/ دهقان – کشاورز

فرهنگستان زبان و ادب

{operator} [زیست شناسی] توالی ای در یکی از دو انتهای ورزه که با عمل فرونشانی، رونویسی ورزه را تنظیم می کند

کلمات مرتبط

  • ورزگار
  • ورزگن
  • ورزیگر
  • ورزگمهر
  • ورزیر
  • ورگر
  • خدانه ورگریدن
  • پا ورگریدن
  • ورزرود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات