کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وردار-و-ورمال | کلماتور
معانی کلمه : وردار و ورمال
تلفظ بین المللی :
/vˈardɑr vˈa vˌaramˈɑl/
تلفظ :
[v'aRdAR v'a v,aRam'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
بردار و ورمال
ورداری و ورمالی
وردار ورمال
بردار و برمال
ورداروورمال
وردار و بنه
وردار و بنه کردن
بزور و فشار وادار کردن
هق و ورار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
وردار و ورمال. [ وَ دا رُ وَرْ ] ( نف مرکب ) در تداول ، کسی که پول یا مال اشخاص را بالا میکشد. مال مردم خور. ( فرهنگ فارسی معین ) :
دلم بربود و زد بر چاک دردم ، بچه حمالی
به عمر خود ندیدم من چنین وردار و ورمالی.
( از یادداشت مرحوم دهخدا ).
فرهنگ عمید
کسی که چیزی را بردارد و فرار کند.
کلمات مرتبط
بردار و ورمال
ورداری و ورمالی
وردار ورمال
بردار و برمال
ورداروورمال
وردار و بنه
وردار و بنه کردن
بزور و فشار وادار کردن
هق و ورار
نظرات