کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وثوق | کلماتور
معانی کلمه : وثوق
تلفظ بین المللی :
/vˈosuːq1/
تلفظ :
[v'osu:q1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ اسم ها
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
وثوق احمدی احمد
وثوق حسن
وثوق منوچهر
وثوق الدوله
وثوق اباد
وثوق صدوری و سندی
حسن وثوق
قرارداد وثوق الدوله
حسن وثوق الدوله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ اسم ها
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
وثوق. [ وُ ] ( ع اِمص ) ثقة. ( المنجد ). اعتماد. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث ) : به وثوق حصانت قلاع و مناعت بقاع خویش جواب ابوعلی بازدادند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 338 ).چون به وثوق ازدگران گوی بردشاه خزینه به درونش سپرد.نظامی. || پایداری. ( ناظم الاطباء ). استواری. ( غیاث اللغات ) ( تاج اللغات ) ( ناظم الاطباء ). || باور. ( ناظم الاطباء ).- وثوق داشتن ؛ باور داشتن و اعتماد داشتن. ( ناظم الا...
فرهنگ عمید
اعتماد، اطمینان.
فرهنگ معین
(وُ ) [ ع . ] (مص ل . ) اطمینان داشتن به کسی .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: vosuq) (عربی) اعتماد ، اطمینان .
اسم:
وثوق (پسر) (عربی) (تلفظ: vosuq) (فارسی: وثوق) (انگلیسی: vosugh)
معنی:
اعتماد، اطمینان
مترادف و متضاد
اطمینان، اعتقاد، اعتماد، ثقه، خاطرجمعی
کلمات مرتبط
وثوق احمدی احمد
وثوق حسن
وثوق منوچهر
وثوق الدوله
وثوق اباد
وثوق صدوری و سندی
حسن وثوق
قرارداد وثوق الدوله
حسن وثوق الدوله
نظرات