واگردان. [ گ َ ] ( ن مف مرکب ، اِ مرکب ) پوشاک عوضی. ملبوسی که بجای آنچه در تن دارند پوشند. ( ناظم الاطباء ). کن و واکن. جامه ای به ذخیره که جامه پوشیده را بدل باشد. جامه ای جز آن که بر تن دارند که چون این شوخ گیردآن دیگری را پوشند. جامه نهاده برای بدل کردن جامه ای که در تن دارند. ( یادداشت مؤلف ). واشور. واشو.- امثال : یک پیرهن دارد که واگردانش آفتاب است ؛ یعنی جامه اش منحصر به همین یک پیراهن اس...
فرهنگ عمید
۱. ضرر، عدم سود. ۲. جامه و لباسی که به جای لباسی که در تن دارند بپوشند.
فرهنگ معین
(گَ ) (اِمص . ) زیر و رو کردن ، دوباره گرداندن .
فرهنگستان زبان و ادب
{converter/ convertor, electric energy converter} [مهندسی برق] افزاره ای برای تغییر یک یا چند مشخصۀ انرژی الکتریکی