کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : واژگونه کردن
تلفظ بین المللی :
/vˈɑʒɡunˌeː kˈardan/
تلفظ :
[v'AZgun,e: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
درون واژگون سازی کردن
واژگون کردن
واژگون کردن کشتی
وارونه کردن
وارگنه مال درو کردن
خشتک وارونه کردن
باژگونه کردن
پوستین باژگونه کردن
واگویه کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
واژگونه کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) معکوس کردن. برگرداندن. برگردانیدن. قلب. سرنگون کردن. رجوع به واژگون کردن شود.
کلمات مرتبط
درون واژگون سازی کردن
واژگون کردن
واژگون کردن کشتی
وارونه کردن
وارگنه مال درو کردن
خشتک وارونه کردن
باژگونه کردن
پوستین باژگونه کردن
واگویه کردن
نظرات