کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه والمیدن | کلماتور
معانی کلمه : والمیدن
تلفظ بین المللی :
/vˈɑlemˌidan/
تلفظ :
[v'Alem,idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
والیدن
والمیده
والدیدنترو
والمودن
ولمیدن
فرو واریدن
به عنوان والدین عمل کردن
تیمار والدینی
تکلیف والدین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
والمیدن. [ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) دراز کشیدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). به یک سوی بدن مستریح دراز کشیدن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). واکشیدن. لم دادن. به فراغت خوابیدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
لم دادن، دراز کشیدن.
مترادف و متضاد
hang out
(فعل)
اویختن، سماجت ورزیدن، مسکن کردن، والمیدن
کلمات مرتبط
والیدن
والمیده
والدیدنترو
والمودن
ولمیدن
فرو واریدن
به عنوان والدین عمل کردن
تیمار والدینی
تکلیف والدین
نظرات