والد. [ ل ِ ] ( ع ص ، اِ ) پدر. ( فرهنگ نظام ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ) ( المنجد ). بابا. اب. باب : آن خاک هست والد و گل باشدش ولدبس رشد والدی که لطیفش ولد بود.منوچهری.فرزند استادم خواجه بونصر ادام اﷲ سلامته و رحم والده. ( تاریخ بیهقی ص 289 ). برنای به کارآمده و نیکوخط و در دبیری پیاده گونه و به جوانی روز گذشته شد رحمةاﷲ علی الوالد والولد.( تاریخ بیهقی ...
فرهنگ عمید
پدر.
فرهنگ معین
(ل ) [ ع . ] (اِفا. ) پدر، اب .
دانشنامه عمومی
والد (آلگو). والد (به آلمانی: Wald) یک شهر در آلمان است که در استالگوی واقع شده است.فهرست شهرهای آلمانwiki: والد (آلگو) والد (بادن وورتمبرگ). والد (به آلمانی: Wald) یک شهر در آلمان است که در زیگمارینگن واقع شده است. والد ۲٬۷۸۱ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای آلمانwiki: والد (بادن وورتمبرگ) والد (فالتس علیا). والد (به آلمانی: Wald) یک شهر در آلمان است که در Cham واقع شده است.فهرست شهرهای آلمانwiki:...
گویش بختیاری
پدر.
مترادف و متضاد
اب، ابوی، بابا، پدر ≠ مادر، والده
father(اسم)
پدر، بابا، والد
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی وَالِدٌ: پدر (کلمه والد جز بر پدر صلبی اطلاق نمیشود(پدری که نطفه ی فرزند از او تشیکل شده). ولی کلمه " أب " به غیر پدر واقعی به جد و عمو و کسانی دیگر نیز اطلاق میشود)معنی کَلَالَةً: کسی که بی اولاد و پدر ومادر است - خواهر یا برادر تنی یا نا تنی - کل کسانی که غیر از پدر و مادر و فرزند از شخصی ارث می برند(کلمه کلاله در اصل ، مصدر و به معنای احاطه است ،مجموع هر چیزی را هم که کُل میخ...
فرهنگستان زبان و ادب
{parent} [علوم سلامت] کسی که کودک را به دنیا می آورد یا پروش می دهد و بزرگ می کند